|
شاید کسی تو را دوست داشته باشد
|
|
یاهو انا لله و انا الیه راجعون اهالی هنر و ادبیات سلام ! چقدر دلم می خواست حرف بزنم ٬ چقدر دلم می خواست قلم بگردانم ٬ یاد خندق افتاده ام : یاد سلمان فارسی ٬ یاد سلمان هراتی ٬ یاد ربذه افتاده ام : یاد ابوذر غفاری ٬ یاد محمدعلی رجایی ٬ یاد محمد جهان آرا ٬ یاد محمدابراهیم همت ٬ یاد احمد زارعی ٬ چقدر دلم می خواست گریه کنم ٬ چقدر ... اما هم چنان به سکوت گفته ام حرف هایم را در باد منتشر کند و به چشم هایم بیشتر از پیش مشق خواندن داده ام ٬ پس بی ملاحظه برایم بنویسید .
دفتری دارم از غزل گرچه چه بگویم به جای دفتر ؟ چه ؟ گم شدن در هوای چشمانت مثل شعری میان دفترچه ؟ ناز شستت ! مبارکت باشد ! به فدای تو کرده ام هرچه گفته بودی سکوت آزاد است کسی آن را نکرد باور چه ؟ هان ! رسیدی به خط قرمز ٬ ایست ! چشم ! این هم سه نقطه ... دیگر چه؟ گیرم این نقطه ها فدای سرت نرسیدی به حرف آخر ٬ چه ؟ بازی خط و نقطه تکراری ست واژه های شهید بی سر چه ؟ بعد از این حرف های تکراری بحث فردای خوب و بهتر چه ؟ گر چه این بار خط قرمز نیست جای آن هم سه نقطه ... دیگر چه ؟
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 7:17 توسط سید علی شفیعی |
مطالب پيشين
|
|
|
|