|
شاید کسی تو را دوست داشته باشد
|
|
یاهو اهالی هنر و ادبیات سلام ! ۱- بهار یعنی هنوز فرصت هست ٬ غنیمتش بداریم . ۲- حتما بخوانید : * تازه های موسسه ی اردی بهشت http://www.ordibe8.blogfa.com . * دریاتر از چشم http://www.ammato.blogfa.com .
سلام نمی دانم چه کسی نوشته است اول باشد ؟ این نگارنده ی موقعیت نشناس را می گویم حرف حساب که سرش را درد نمی آورد / از سرش که حساب در نمی آورد . اصلا چه کسی گفته است که اول است ؟ همان نگارنده ی قبلی را می گویم حالا که دارد کیلو - کیلو برای جلای نفسش غش و ضعف ، ریسه می رود . هنوز که چیزی ثبت نشده تا اثبات شده باشد ، چیزی که او هنوز ننوشته ، برای خودش فکر می کند که چی ؟ حالا بگذریم از همه ی این ها حلقه - حلقه همین گسل ها دارند به هم ارتعاش می دهند و / به پیش فنگ ! بخواب پسر ! این خیابان که ساحل خزر نیست داری برای خودت راست - چپ ، راست - چپ ... تو هنوز دستت را چپ و راست می کنی کدام باید قلم بگیرد و انگشت چندم باید فا باشد یا سل کلید چندم را بگذاری - بهتر - کلاویه ها را می توان به صدا در آورد ؟ حالا دیگر می توانی ادعا بنویسی که زلزله شده است تهران روی گسل دارد مرتعش می شود / نشده است ؟ زلزله که بیاید همین هیئت را تحریر می کنم که تیتر بزنند برای صفحه ی اول . تو اما از آخر بخوان / زودتر به مقصد برسی می توانم نفس های آخرش را بشمارم . بگو منشی دیگر کسی را نفرستد داخل بگو شلار بدهد موهایش را در همین بادی که نمی سوزاند مثل بادهای خوزستان تاکید کن برای بستن روسری فرصت نیست / تیمم را می تواند روی همان لاک و رژ هم ادا کند همین قدر که این صفحه را برساند ، کافی ست نیتش پاک باشد . سفارش آخرش را که از یاد برده ای ؟ / نبرده ای ؟ این تیترش را بگو به جای تایپ با قلم بنویسند تاکید کن نستعلیق نباشد / شکسته ، کوفی ، میخی ... جوری که هیچ کس نتواند بخواند ... اها همین را بگذار تیترش : جوری که هیچ کس نتواند بخواند
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 8:2 توسط سید علی شفیعی |
مطالب پيشين
|
|
|
|