|
شاید کسی تو را دوست داشته باشد
|
|
یا هو
یا هو اهالی هنر و ادبیات سلام ! آخرین پست از وبلاگ قبلی نگارنده سپیدی را در خود داشت که به هر حال و دلیل کمتر شنیده شد ، حالا که فرصت دست داده است دوست دارم دوباره در معرض نگاه نقدآمیز شما قرار گیرد ، این اثر در مجموعه شعر" دست هایم درخت می زایند " - سومین دفتر از سیاه مشق های نگارنده که در روزهای اخیر پا به دنیای شعر گذاشته است - نیز جا گرفته است ، نمی دانم این هم زمانی را باید به فال نیک گرفت یا نه ؟ (((((((((((((((((((((((((((((((()))))))))))))))))))))))))))))))))) تیک تاک تیک ساعت ، صفر این جا ... اول کدام شعرم را می خوانی ؟ بگذار خلاصه ی حرف هایت را آخر شنیده باشم ! این بار شانزده درصد بانکی تر باش ! من می خواهد مدرن تر خزیده شوم در زالو پس کی به روز بشوی ؟ این زیلو را در شکل غیر هندسی اش بگذار ! ... بگذار وسط همه ی سرامیک های جهان آرکائیک تر باشم ! حالا که لالایی مادرم را فرزندم می شنود . چقدر شاعر شده ای ! اجازه می دهی همین جا مرده باشد ؟ و جنازه ام را به دوش می کشم این دقیقه چقدر کش می آید ! و این سطرهای ش . م . ه جا مانده از سی – 130 با فالکن در آتش زمین می سوزد . نازبالشم چکه چکه ستاره می شود روی برگه های زیتونی درخت های زیتون بار نداده اند امسال انتفاضه ی ابابیل سنگ ندارد دل ها نیفتاده از دماغ فیل سنگ شده است حاجی ها خودشان را پرتاب شدند سمت جمره ایران ، اشتودگارت را برد و دورتر از چشم های دوربین امارات را و فرستاده ی ویژه ی امارات پیام آورده بود . تقسیم عادلانه یعنی این : انرژی هسته ای مال او فنجان قهوه مال شما اسپری سالبوتامول هم مال من . الله تی تی پشت پنجره ام پلک می زند ساعت ده است شماره نفس هایم را داشته باش مادر ! شماره سنج ها را ! طبل ها را ! علم ها را ببندید ! کهکشان راه شیری را ... یا قمر بنی هاشم ! ... + نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 6:4 توسط سید علی شفیعی |
مطالب پيشين
|
|
|
|